در یک قرارداد مشارکت در ساخت، واحد تجاری همکف مشاعی بین مالکین و سازنده بوده است. مالکین در ابتدای قرارداد، وکالتنامه رسمی به سازنده اعطاء می نماید که در آن حق تقسیم ذکر شده است. بعد از ساخت و احداث ساختمان، سازنده در واحد تجاری همکف بر خلاف جواز ساخت اقدام به دیوارکشی می نماید و به موجب تقسیم نامه عادی با وکالت از مالکین، قسمت مرغوب را در سهم خود و قسمت معیوب را در سهم مالکین قرار می دهد. دادخواست ابطال تقسیم نامه به شرح ذیل تقدیم دادگاه گردید :
خواسته ی دادخواست
خواسته ی دادخواست ابطال تقسیم نامه : صدور حکم بر اعلام بطلان تقسیم عادی بین خوانده و خواهان با وکالت خوانده در خصوص واحد تجاری طبقه همکف – قلع و قمع دیوار احداثی در واحد تجاری – مطالبه خسارت عیوب و نواقص غیر قابل اصلاح مغازه و از حیز انتفاع تجاری افتادن بخشی از مغازه با جلب نظر کارشناس رسمی دادگستری – دستور موقت مبنی بر منع صدور پایانکار و صورت مجلس تفکیکی درخصوص واحد تجاری طبقه همکف دارای دیوارکشی و اجرای آن قبل از ابلاغ

شرح دادخواست
ریاست محترم دادگاه حقوقی تهران
با سلام؛ احتراماً به استحضار می رساند :
به موجب قرارداد مشارکت در ساخت مورخ ۲۸/۱/۹۵ خوانده به عنوان سازنده متعهد به احداث ساختمان با مشخصات مندرج در قرارداد در پلاک ثبتی … خواهان ها (مالکین) گردیده است و سهم مشاعی خواهان ها و خوانده در مغازه به ترتیب ۶۰ و ۴۰ درصد است. این در حالی است که خوانده اقدام به احداث دیوار در مغازه نموده و این دیوار به نحوی است که مغازه را به دو قسمت معیوب و مرغوب تفکیک و تقسیم می نماید که نظریه کارشناسی رسمی دادگستری مورخ ۲۰/۷/۹۶ موید آن است.
خوانده با ارسال اظهارنامه شماره … مورخ … اعلام نموده که طبق دو فقره وکالتنامه شماره های ۴۶۷۳۳ مورخ ۲۱/۲/۹۵ و ۴۸۰۸۴ مورخ ۲۶/۷/۹۵ اقدام به تقسیم مغازه بین خود و مالکین نموده است.
سو استفاده از وکالت در تقسیم
قابل ذکر است که این وکالتنامه ها
اولاً ناظر به تقسیم اموال بین خود موکلین (مالکین) است نه تقسیم اموال بین موکلین و سازنده
ثانیاً اینکه در زمانی بوده که هنوز مغازه ای احداث نشده بود و بر این اساس سازنده نمیتواند بر خلاف جواز ساخت راساً مغازه را به دو قسمت معیوب و مرغوب با دیوارکشی تفکیک و تقسیم نماید خصوصاً که سهام مالکین ۶۰ درصد و سهام سازنده ۴۰ درصد است و تا قبل از اخذ صورتمجلس تفکیکی و احراز قانونی و رسمی متراژ دقیق و رسمی بنای غیر منقول، امکان تقسیم یکجانبه فیزیکی مغازه با دیوارکشی وجود ندارد.
ثالثاً مبنای وکالتنامه ها، قرارداد مشارکت در ساخت است و در هر صورت می بایست در چهارچوب قرارداد مشارکت عمل گردد و در قرارداد مشارکت نیز چنین اختیاری برای سازنده وجود ندارد و رابعاً این که وکالتنامه اول به شماره ۴۶۷۳۳ مورخ ۲۱/۲/۹۵ طبق بند ۱ ماده ۹ قرارداد در قالب وکالتنامه کاری باید عمل گردد و وکالتنامه دوم به شماره ۴۸۰۸۴ مورخ ۲۶/۷/۹۵ نیز ناظر به یک دانگ از شش دانگ ملک است و در راستای تعهد مالکین به انتقال یک دانگ مرحله اول سند اعطاء گشته که توسط سازنده اجرا و وکیل خود مالک یک دانگ گشته و وکالتنامه موضوعاً منتفی گشته است و نمی تواند بهانه ای برای خوانده ردیف اول جهت دیوار کشی باشد.
جهات دادخواست ابطال تقسیم نامه
این تقسیم از سه جهت باطل است :
اول اینکه وکیل اختیار تقسیم را بین موکلین داشته و نه موکلین و وکیل و تقسیم نامه از این حیث فضولی و مردود از جانب موکلین و باطل است.
دوم اینکه وکیل مصلحت موکلش را در تقسیم رعایت ننموده است و قسمت معیوب را در سهم موکل و قسمت مرغوب را در سهم وکیل قرار داده و طبق ماده ۶۶۷ قانون مدنی تقسیم باطل است و مضافاً بر خلاف جواز ساخت انجام شده است و پرداخت خلافی بعدی به شهرداری رافع تخلف قراردادی سازنده (وکیل) نیست.
سوم اینکه به فرض بلامانع بودن تقسیم از جهات فوق، اساساً به دلیل قرار گرفتن قسمت معیوب در سهم موکل و قسمت مرغوب در سهم وکیل، موکلین خواهان ها مغبون گشته اند و تقسیم طبق ماده ۶۰۱ قانون مدنی باطل است.
در خصوص تفصیل مستندات قانونی ابطال تقسیم میتوانید به مقاله ی آورده و سهم الشرکه و تقسیم در مشارکت در ساخت مراجعه فرمایید.
خسارت نواقص غیر قابل اصلاح
مضافاً مغازه فعلی طبق نظریه کارشناسی دارای نواقص قابل اصلاح و غیر قابل اصلاح می باشد که در خصوص نواقص قابل اصلاح متعهد به رفع عیوب و اصلاح ساخت طبق مقررات قانونی و در خصوص عیوب غیر قابل اصلاح همچون عدم ارتفاع تجاری مناسب و متعارف، متعهد به پرداخت خسارت افت قیمت مغازه نسبت به سهم خواهان ها می باشد.
علیهذا با توجه به اینکه خوانده هیچ گونه مجوز قانونی و قراردادی و شرعی در خصوص احداث دیوار در ملک مشاعی نداشته و ندارد، صدور حکم بر ابطال تقسیم نامه عادی تنظیمی بین خوانده و خواهان با وکالت خوانده و قلع و قمع دیوار احداثی در مغازه مشاعی مورد استدعاست.
با تشکر و سپاس – خسرو صالحی

سلام بزرگوار
وقت بخیر
یک سوال از حضور شما دارم اینکه:
بنده قبل از تقسیم ترکه اموال مرحوم پدر بزرگم سهم الارث پدرم نسبت به یک باب متزل مسکونی فاقد سند رسمی و سابقه ثبتی رو با عقد بیع و مبایعه نامه خریدم وکالتنامه بلاعزل هم تنظیم کردیم در این مورد
بعدا ادن خانه طی اقامه دعوی تقسیم ترکه بفروش رفت و پولش بین ورثه من الجمله پدرم تقسیم شد منتهی به هر دلیل حین دعوی بنده غفلت کردم و اعتراض تکردم که سهم الارث احد وراث به من متتقل شده و بنده هم باید طرف دعوی قرار بگیرم الان حکم اجرا شده
۱ – حال امکان ابطال دعوی تقسیم ترکه سابق هست به دلیل تقسیم غلط؟
۲ – ایا بنده باید طرح دعوی کنم یا پدرم؟
۳ – خواندگان چه کسانی قرار بگیرند؟
۴ – خواسته دعوی ابطال تقسیم نامه باشه و تو شرحش توصیح بدیم ابطال تقسیم ترکه؟
اگر محبت بفرمایید راهنمایی کنید ممنون میشم از بذل عنایت شما
با سلام؛
باید به دادنامه تقسیم ترکه، اعتراض ثالث نمایید. اما طبق ماده ۴۲۲ قانون آیین دادرسی مدنی، چون حکم اجرا شده است، دچار چالش هستید و ممکن است پذیرفته نشود و عملاً مجبور شوید علیه پدرتان دعوای مطالبه وجه یا خسارت و … مطرح نمایید.
سلام و وقت بخیر سایتتون خوب هست ممنون از زحماتتون
یک خانمی هست نابیناست همسرش فوت شده فرزندی نداره
مشکلی با ورثه ها که برادر و خواهر شوهرش هستن داره محل سکونتشا به مشارکت ساخت دادن و سازنده دوتا وکالت ازش گرفته که یکیش بلاعذل و در آن ذکر شده اجازه امضای تقسیم نامه داره و سهم ایشان یک هشتم هست چون دوتا همسر هستن …
سازنده ایشان را وارد قرارداد کرده اما سهمشا سند نگرفته و سهمش از بهای عرصه و اعیان شده و در سند ثمنیه قرار گرفته و در قرارداد دیگر با ورثه ها داشته که در آن ۱۰ متر ورثه ها بجای پول مهریه بهش زمین از همون پلاک ثبتی که مشارکت داده شده دادن که و مجدد ی قرارداد هم با سازنده داره که در آن ذکر شده من به این شرط خانه ام را بمشارکت ساخت میدم که سازنده این ۱۰ متر را که در قرارداد شماره ۱ بمن دادن ایشان پیرو قرارداد مشارکت ساخت در طبقه اول به سهم یک هشتمم اضافه کنه و با انباری و پارکینگ بهم بدهد ، اما الان سازنده اون ۱۰ مترا اضافه نکرده و ورثه ها هم میگن پول اون ۱۰ متر و یا ۱۰ مترا بصورت زمین حاظر نیستن بهش بدن و زدن زیرش و میگن ۱۰ متر جزو همرن سهم الارث یک هشتم هست که در قرارداد هست و جزو ۳۰ متر سهمت هست ما بهت دادیم .
الان برای ایشان یک عریضه نویس دادخواستی با خواسته ابطال تقسیم نامه و پرداخت هزینه دادرسی و استعلام از دفترخانه شماره … را تنظیم کرده و در شرح توضیحات استناد به مواد ۶۰۰ و ۶۰۱ و ۲۴۷ کرده و خواستار عدم تنفیذ و ابطال و سازنده را به عنوان فضولی قرار داده البته توضیحات بیشتری هم دادخواست داره …
الان بعضی ها میگن این خواسته اشتباهه و بطلان معامله باید مینوشت حالا سوال بنده اینه که آیا این خواسته رای نمیاره و اشتباهه و الان که ۱۰ روز به وقت جلسه مانده چیکاری میشه انجام بدیم ؟؟ ممنون
با سلام؛
اگر سازنده وکالتی تقسیم نامه تنظیم نموده ولی از توافقات و سهم قانونی موکلش (خانم نابینا) تخلف نموده و سبب ابطال تقسیم نامه نیز همین امر است، خواسته ی “اعلام بطلان تقسیم و ابطال تقسیم نامه” باید مطرح گردد. حال منظورتان بطلان کدام معامله فضولی است ؟
برادر جناب آقای خسروصالحی
حقیقتاً زبان بنده ى حقير و دوستانم از اينهمه صبر و حوصله كه قطعاً از مصاديق «ذکاتُ العلم نشرهُ» می باشد ، قاصر و اَلكن است و قطعاً جبران اين همه لطف نيز براى ما صعب و مشكل.
ولى عدم جبران آن نيز بى انصافى و دور از اخلاق است و به هر طريق ممكن در خدمتتون خواهيم بود.
از خداوند متعال براى حضرتعالى توفيق روز افزون داريم و افتخار بزرگى است كه در جامعه حقوقدانان و وكلاء وجود دارد كه بى هيچ چشمداشت و شائبه اى هم از مردم و هم از همكارانتون بدين شكل دستگيرى ميكنيد♥️🙏
سلام و تشکر و خیلی ممنون و سپاس از شما دوست گرامی و بزرگوار. از سوال وزین شما و همفکری در این خصوص بنده نیز متشکرم.
جناب صالحى
با سلام
بدواً لازم مى دانم از بابت مقالات سپاس قلبى خودم رو تقديم نمايم
جناب صالحى عزيز ما درگير يك سؤال مهمى هستيم كه رجاء واثق دارم ما رو تنها نخواهيد گذاشت !
دادخواست ابطال تقسيم نامه رسمى تقديم دادگاه شده است كه مستندِ ابطال ، ماده ٦٠١ و پيروى نكردن تقسيم از قدرالسهم هاست لكن نكته بسيار مهم فضولى بودنِ تقسيم است!! به اين معنى كه دو مالك مشاعى صرفاً وكالت كارى به يك وكيل تفويض نموده اند تا امور ثبتى ازجمله تفكيك و افراز پلاك ثبتى ملك مشاعى و اخذ سند تكبرگى بقدرالسهم مالكين را در زمين وبناى احداثى انجام دهد . موضوع وكالت مربوط به پلاك ثبتى Z بوده كه سند مادر بود و بعد ازاخذ دوفقره سند تكبرگى سند Z ابطال گرديده است وپلاك ثبتى تغييريافته است لكن عليرغم ابطالِ سندِ موضوعِ وكالت ، وكيل مرقوم ،عليرغم كارى بودن وكالت و صدور سند تكبرگى و مشخص بودن قدرالسهم ها متاسفانه باحضور دردفترخانه اسناد رسمى به نفع يكى از مالكين مشاعى كه تنها يك دانگ داشته ١١ واحد را به مالكى تخصيص داده كه فقط يكدانگ داشته و وتنها يك واحد را به مالكى اختصاص داده كه ٥ دانگ داشته است !!! ودفترخانه هم با تخطى از وظايف خويش تقسيم را انجام داده است
اينك سوال اين است كه آيا وكيل با وكالت كارى مى توانسته درتقسيم نامه دخالت نمايد ؟
سبب دعوا كه قطعاً خروج وكيل از اختيارات خود و عدم رعايت غبطه و مصلحت وبه ضرر موكل خود بنفع موكل ديگر بوده ، آيا طرح دو عنوان خواسته يعنى ١)-اعلان ابطال وكالتنامه و ٢)- ابطال تقسيم نامه رسمى باشد ؟ يا ابطال سند تقسيم نامه فرع بر ابطال وكالتنامه است و ابتدا بايد ابطال وكالتنامه احراز و اعلام شود و بعد ابطال تقسيم نامه مطرح شود
و٣)- سوال بسيار مهم اينكه اگر ابطال تقسيم نامه قبلاً طرح شده باشدو در دادگاه مطرح باشدو نخواهيم استرداد كنيم ، مى توانيم تا حلول وقت رسيدگى ، با طرح دعواى جداگانه مبنى بر اعلام بطلان وكالتنامه بلحاظ ارتباط كامل دو دعوا از دادگاه تقاضاى صدور قرار رسيدگى توأمان به هر دو دعوا ( اعلام بطان وكالتنامه و ابطال تقسيم نامه ) را بخواهيم ؟ بسيار بسيار ممنونم استاد بزرگوار 🙏🙏
با سلام و احترام و تشکر از شما ؛
بزرگوار در این پرونده سه سبب متفاوت در دعوا به نظر می رسد :
۱- اعلام بطلان تقسیم و ابطال سند تقسیم نامه رسمی به سبب عدم اختیار وکیل کاری در تقسیم و فضولی بودن تصرفات وکیل طبق ماده ۶۷۴ قانون مدنی.
۲- اعلام بطلان تقسیم و ابطال سند تقسیم نامه رسمی به سبب عدم رعایت مصلحت و غبطه موکل طبق ماده ۶۶۷ قانون مدنی (ولو با فرض نفس اختیار داشتن).
۳- اعلام بطلان تقسیم و ابطال سند تقسیم نامه رسمی به سبب ماده ۶۰۱ و ماده ۵۷۵ قانون مدنی (لزوم تبعیت تقسیم از درصد سهم الشرکه و غلط بودن تقسیم صورت گرفته)
حال شما اولاً اولویت در سبب را رعایت کنید که اگر دعوا رد شد به سبب دیگر مجدداً بتوانید طرح دعوا نماید. ثانیاً ابطال وکالتنامه بی مورد است چون وکالت نامه صحیح است لکن معامله صورت گرفته روی وکالتنامه باطل است. ثالثاً ابطال تقسیم نامه سند رسمی باید خواسته مقدماتی آن اعلام بطلان خود تقسیم در ماهیت باشد که ظاهراً در دادخواست شما مشاهده نمی شود و اگر قاضی هم اذیت نکند شاید بتوان افزایش خواسته داد. رابعاً فضولی بودن معامله وکیل را با عدم رعایت مصلحت یکسان فرض کردید که این طور نیست. ماده ۶۷۴ با ۶۶۷ قانون مدنی متفاوت است. وقتی میگویید وکیل مصلحت را رعایت نکرده یعنی پس اصل اختیار را داشته !!!
جناب صالحى
با سلام و عرض ارادت و سپاس از نظرات حضرتعالى و صبر و حوصله آن بزرگوار
سؤالى داشتم در خصوص سند تكبرگى و آثار حقوقى آن
دو شريك يكى با دو دانگ و ديگرى با ٤ دانگ مالك مشاعى عرصه يك ملك وداراى سند مشاعىِ “مادر” بوده اند . ١٢ واحد توسط مالك ٤ دانگ بر روى همان ملك احداث مى شود ، هر دو مالك بعد از احداثِ بنا ،اقدام به اخذ سند تكبرگى نموده و سندِ مادر باطل گرديده است و قدرالسّهم هركدام ( دو دانگ و ٤ دانگ ) از “عرصه “و “عرصه و اعيان ” مشخص و سند تكبرگى تسليم شده است . شريكى كه دو دانگ داشته قبل از اخذ پايانكار و صورتمجلس تفكيكى و تقسيم نامه ،رأساً و بدون اطلاعِ مالك ٤ دانگ مبادرت به فروش يك واحد از آپارتمانهاى ساخته شده نموده است .در مبايعه نامه هيچ ذكرى از سهم شريك ، اسم او و حتى سندهاى تكبرگى نشده است و فروشنده باارائه ى كپىِ سندِ مادرِ باطل شده به بنگاه، واحد ياد شده را به غير منتقل نموده است.
اينك آيا شريكِ فروشنده ، مى تواند ادعا كند كه چون داراى دو دانگ سهم بوده و آپارتمان را از سهم خود فروخته است ونيازى به ذكر قدرالسهم و مشخصات شريك در بيعنامه نبوده است ؟! ( با توجه به اينكه تقسيم نامه وجود نداشته ) آيا صِرفِ اينكه شريكِ خود را در مبايعه نامه و در وقوع بيع دخالت نداده و واحد را بعنوان مالكِ مفروزى معامله نموده است ، آثار بيع فاسد را دارد ؟ و سوال مهمتر كه بين دوستان مورد اختلاف است اينكه : آيا اين اقدامِ شريك مى تواند در ابطالِ تقسيم نامه اى كه بعداًً صورت گرفته و اينمورد پنهان مانده تحت عنوانِ تقسيم غلط و مستحق للغير بودنِ آن مؤثر واقع شود؟
ممنون
با سلام و ارادت و تشکر از شما کاربر گرامی؛
در مورد سوال اول اخذ سند تک برگی به معنی تقسیم نیست و همچنان مالکیت مشاعی در تمام آپارتمان ها به میزان ۲ دانگ و ۴ دانگ برقرار است و اقدام شریک دو دانگ در فروش شش دانگ آپارتمان واحد فلان، نسبت به ۴ دانگ معامله فضولی محسوب می گردد. اما سوال دوم که مهم تر است :
اگر بعداً در تقسیم نامه، کل شش دانگ آپارتمان در سهم شریکی قرار گیرد که مالک ۲ دانگ بوده است (فضول)، همین شخص می تواند طبق ماده ۲۵۴ قانون مدنی، معامله فضولی سابق خود را رد نموده و شش دانگ آپارتمان در سهم وی قرار گیرد و بر این اساس دیگر ابطال تقسیم متصور نیست و اگر هم تنفید کند، بازهم از حقوق شش دانگ این آپارتمان منتفع شده است و در این حالت نیز ابطال تقسیم متصور نیست.
اگر بعداً در تقسیم نامه، کل شش دانگ آپارتمان در سهم شریکی قرار گیرد که مالک ۴ دانگ بوده است، در این صورت می تواند معامله فضولی شریک خود را رد نموده و همچنان مالک شش دانگ این آپارتمان گردد و اگر هم تنفیذ کند، بازهم از حقوق شش دانگ این آپارتمان منتفع شده است و طلبکار ثمن می گردد و در این حالت نیز ابطال تقسیم متصور نیست.
این برداشت من از سوال شما بود اگر اشتباه است بفرمایید تا بررسی بیشتر کنم.
جناب صالحی سلام و عرض ادب
دریکی از اظهارنظرهای حقوقی فرمودین ، اگرمالک ، اَصالتاً نيز در تقسيمِ ملك شركت كند و مغاير با ماده ٦٠٠ و ٦٠١ اقدام كند، مى توان ابطال آن را از دادگاه خواست.
اينك تقسيم نامه اى رسمى وجود دارد، كه بين دوشريك ، بصورت رسمى و راجع به بيست واحد انجام شده است.
يكى از شركاء كه اينك فوت نموده است وملك را با تمام سرمايه خود ساخته ومالكِ بيش از ٥ دانگ از عرصه واعيان بوده بعد از فوتش كاشف بعمل آمده كه تنها يك واحد از بيست واحد بنامش تخصيص يافته و شريك ديگر كه كمتر ازيك دانگ بنامش بوده اينك ١٩ واحد را مالك شده است!!! . صرفنظر از شائبه انگيز بودنِ اين تقسيم وفوتِ شريكِ متضرّر ،خصوصاً رسمى بودن تقسيم ، بنظر حضرتعالى ، ورّاث براى احقاق حق خويش قانوناً مى توانند اقدامى انجام دهند ؟ ماده ٥٧٥ قانون مدنى هم مى تواند علاوه بر مواد ٦٠٠ و ٦٠١ كارساز باشد ؟!!
اگر پاسخ حضرتعالى براى وجود راه حل ، قبولِ وكالت مى فرماييد ؟
بى نهايت از صبر وحوصله جنابعالى و پاسخ هاى صائب شما ممنونم .
سلام؛
باید بررسی شود که در محاسبه تناسب آورده با درصد سهم الشرکه اشتباه شده و یا درصد سهم الشرکه درست بوده ولکن تقسیم از درصد سهم الشرکه پیروی نکرده است. بله امکان ابطال تقسیم نامه رسمی هست ولی باید توافقات قبل و مبنا و پایه از جمله تقسیم نامه عادی هم ابطال گردد و یعنی از ریشه زده شود. در مورد ماده ۵۷۵ قانون مدنی در این مقاله توضیح مفصل دادم. مطالعه اش شاید براتون مفید باشد :
https://iran-gharardad.com/%D8%A2%D9%88%D8%B1%D8%AF%D9%87-%D9%88-%D8%B3%D9%87%D9%85-%D8%A7%D9%84%D8%B4%D8%B1%DA%A9%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D8%B4%D8%A7%D8%B1%DA%A9%D8%AA-%D8%AF%D8%B1-%D8%B3%D8%A7%D8%AE%D8%AA/
سلام جناب خسرو صالحی ، ممنون از ديدگاه شما ، لطفاً اظهار عقيده بفرماييد كه اگريكى از شركاء براى تقسيم يك بُرج ، وكالت دهد وموكل در وكالتنامه تصريح به رعايت قدرالسهم نمايد ولى وكيل به آن توجه ننمايد وبعد از تقسيم وكيل فوت نمايد و اطلاعى از نحوه تقسيم نداشته باشد، آيا وراث مى توانند تقسيم نامه را بلحاظ خروج وكيل از حدود اختيارات و عدم رعايت غبطه زير سوال برده وابطال آنرا بخواهند ؟ خصوصاً اينكه وكيل مدنى بعداًبصورت غير مستقيم و بنحوى از چنين تقسيمى منفعت كسب كرده و دو واحدِ ٣٠ ميلياردى نصيب او شده است؟!!
با سلام؛
اگر تقسیم وکیل از مصادیق ماده ۶۰۰ و یا ۶۰۱ قانون مدنی یعنی غلط بودن تقسیم باشد که در این صورت اگر خود موکل اصالتاً نیز تقسیم می نمود، بازهم مجوز ابطال کل تقسیم وجود داشت. فلذا در ابطال تقسیم وکیل هم باید مواد ۶۰۰ و ۶۰۱ قانون مدنی وجود داشته باشد که در این صورت ضرورتی ندارد سبب دعوا صرفاً عدم رعایت غبطه و مصلحت موکل (مواد ۶۶۷ و ۶۷۴ قانون مدنی) باشد.
باسلام ضمن قدردانی از توضیحات کامل شما
مستدعی ست عنایت فرموده برای ابطال تقسیم نامه:
۱) آیا ابطال صورت مجلس تفکیکی پیش نیاز آن ضروری است ؟
۲) تقویم خواسته ها به چه صورت است؟
باتشکر
با سلام
باید بین تقسیم نامه عادی و رسمی تفکیک نمود. برای ابطال تقسیم نامه رسمی لزوماً نیازی به ابطال صورتمجلس تفکیکی نیست مگر این که اصلاً به خود صورتمجلس تفکیکی اعتراض داشته باشد که در این صورت باید ابطال هر دو را درخواست نمود. تقویم خواسته بر اساس قیمت منطقه ای است که دفتر خدمات قضایی محاسبه می نماید.